|
حدس ميزنم اين پنجمين پستي باشد كه من انحصارا در اين بلاگ در رابطه با اپيكا مينويسم....هرچه مينويسم باز هم از احساس مسئوليت شديد من نسبت به موسيقي سراسر زيبايي انها كاسته نميشود و نخواهد شد... در اين پست ميخواهم به طور ويژه به اولين البوم رسمي انها يعني The Phantom Agony – 2003 اينتروي زيبا و حماسي اين البوم گره محكمي به ترك دوم اين البوم خورده و گوش كردن اين البوم از ابتدا واقعا حيرت آوره...ترك دوم البوم با ريتمي زيبا و حماسي و سيمفونيك شروع ميشه و يخ اينتروي ملايم رو باز ميكنه...واقعا اين دو ترك به زيبايي در كنار يكديگر قرار گرفتند... Cry For the Moon ترك چهارم از ترك هاي خاص اين البومه...ريتمي فوق العاده زيبا و دلنشين داره...اپيكا در اين البوم تمام تلاشش رو براي ساختن ريتم هاي عالي به كار گرفته... The Phantom Agony من نميتوانم تو را ببينم...نميتوانم تو را بشنوم I can't feel you, I can't touch you, من نميتوانم تو را حس كنم...نميتوانم تو را لمس كنم The Phantom Agony I can't taste you, I can't think of you, من نميتوانم تو را بچشم...نميتوانم تو را به خاطر بياورم [II. Between hope and despair] The future doesn't pass And the past won't overtake the present آينده فرا نميرسد و گذشته به هم اكنون نخواهد رسيد Do we dream at night? ايا ما شب هنگام در رويا خواب ميبينيم يا داستان هاي تخيلي خود را مرور ميكنيم؟ Tears of unprecedented beauty اشك هاي زيباي مطلق حقيقت هستي را روشن خواهد نمود... The age-old development of consciousness افزايش اگاهي از ديرباز ما را از ماهيت اصلي زندگي دور كرده است... What's the point of life? هدف زندگي چيست؟ Teach me how to see and free the disbelief in me به من بياموز كه چگونه ببينم و بي ايماني را از خود برانم... [III. Nevermore][ديگر هرگز] The lucidity of my mind has been revealed in new dreams توانايي ذهن من در روياهاي جديد من اشكار شده است This is the way to escape from our agitation اين است راه فرار از اشفتگي وجود و پرورش خود...
یکی از تاثیر گذار ترین جملات در زندگیم همین جمله از اناثما بود: We are just a moment in time این جملرو توی یکی از اینتروهاشون شنیدم....نمیدونم چرا اینقدر با این جمله ارتباط برقرار میکنم...شاید یه رمزی تو این جمله هست که باعث میشه انسان رو به فکر واداره...این جمله پر از معنیه... یادمه یه روز با یه نفر درباره همین موضوع بحث میکردیم....بحث زیبایی بود.... من میگفتم که:.... ما انسان ها تو این دنیا هر لحظه در حال پوسیده شدنیم...هر ثانیه که میگذره یه ثانیه از باقی عمرمون کم میشه....و تنها چیزی که ثابته زمان هستش...زمان یه چیز ثابت و رگولاره که میاد و میره ولی از محدوده خودش تجاوز نمیکنه...مثلا روز و شب رو میگم که تو یه محدوده 24 ساعته میگذره....این روزها و شب ها هم با هم سال رو تشکیل میدن که اون هم یه چیز ثابته..... اصلا گردش کرات هم به دور یکدیگر چیز ثابتیه.... اینا همشون ثابتن و نظاره گر پوسیده شدن انسان های فانی اند...انسان هم برای دلداری خودش هم که شده میاد و برای روز ها و سالها شماره میذاره...سال 1388...سال2009... در صورتی که انها اصلا قابل شمارش نیستند....از روز ازل تا روز ابد.... اگه دقت کنیم میبینیم که ما انسانها لکه هایی خیلی خیلی کوچکی هستیم در برابر این عظمت و این ثبات.... زمان همواره در حال تغییر دادن ما انسان هاست و ما فقط به گذشت اون زل زدیم... ما انسانها نه عظمت داریم و نه ثبات و هر انچه داریم چیزی نیست جز فناپذیری... و با اندک عقلی که داریم خودمون رو اشرف مخلوقات میدونیم....در صورتی که با داشتن این عقل کاری کردیم که از همشون پست تر باشیم... جمله اناثما رو حالا خوب میشه درک کرد که ما لحظه کوچکی در زمانه ایم.... اهنگی که توی این پست میخوام معرفی کنم رو شاید خیلی هاتون بشناسین.... اناثما بندیه که بدون تردید کارای فوق العاده ای داره.....تمام اهنگ هاشون سرشار از احساسات و معنا و زیباییه....به نظر من کارشون غیر قابل وصفه...میشه رو تک تک اهنگها و متونشون چندین ساعت بحث کرد... این اهنگ از نظر من زیبایی های خاصی داره.... صدای ووکالیست شاید خیلی با صداهای با کیفیت الان سبک گاثیک یا بقیه سبک ها فرق کنه ولی در نوع خودش جالبه چون با حس خاصی همراهه.... همچنین همراهی ریتم های ملایم و منحصر بفرد اناثما این اهنگ رو زیباتر کرده..... میخواستم ارتباط این اهنگ رو با مطالبی که در بالا در بارشون صحبت کردم براتون بگم....به نظر من این اهنگ با جمله بالا سخت گره خورده و تمامی توصیفات مربوط به فناپذیری انسان رو توی خودش جای داده....من مخاطب اصلی این شعر رو چیزی نمیدونم جز زمانه و زندگی.... A Natural Disaster اینجا بدون تو یک زمستان سرد و بی انتها بوده است و من در درون خود برای تو میگریم تو از میان انگشتان من لغزیدی و گریختی و زندگی من دگرگون شد پس از ان روز اینجا یک زمستان سرد و بی انتها بوده است و هم اکنون (بی تو بودن) دشوار دشوار دشواراست ولی من می کوشم وهم اکنون من نمیخواهم ، نمیخواهم، نمیخواهم بگویم که چه چیز گذشته دیگر مهم نیست من چه میگویم، دیگر مهم نیست من چه میکنم من نمیتوانم اتفاقاتی را که رخ داده تغییر دهم، نمیتوانم(3) نه، نه، نمیتوانم تو از میان انگشتان من لغزیدی و گریختی و هم اکنون من احساس سرافکندگی میکنم تو از میان انگشتان من لغزیدی و گریختی و من حسابش را پس داده ام.... It's been a long, cold winter بهتره این اهنگ رو دانلود کنید تا بیشتر به زیباییهاش پی ببرید....
|
About
Archives8/23/2009 - 9/22/20094/21/2009 - 5/21/2009 2/19/2009 - 3/20/2009 1/20/2009 - 2/18/2009 12/21/2008 - 1/19/2009 10/22/2008 - 11/20/2008 9/22/2008 - 10/21/2008 8/22/2008 - 9/21/2008 7/22/2008 - 8/21/2008 Links
arghavan |